این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...
قیصر امین پور
این روزها سعی میکنم فکر نکنم تا غمی که سرار وجودم را گرفته به فراموشی سپرده شود .
و این الکی خوش بودن بزرگتر از غم تمام سرار وجودم است .
وقتی راه حل و جوابی برا سئوال های ذهنت نداشته باشی..
وقتی تنهایی
تنهای تنها
و حتی شاید دوست نداشته بشی کسی اطرافت باشد..
کاش ...
بگذریم ، بگذاریم بغضی که در گلو جا خوش کرده به اشک تبدیل نشود تا فراموش شود .
خدایا چه شد که هنوز یک دهه از شب قدر نگذشته و اینگونه به جاده خاکی زده ام ؟
دستم را بگیر و بلندم کن


التماس دعا

.همه امکانات رسیدن به بهشت رو برامون مهیا میکنه
.
ما ۲ تا ذکر میگیم یا یه ناز میخونیم با اینکه برا خودمونم هست کلی سر خدا منت میذاریم ما که مسلمونیم چرا این شد؟ چرا خدا ما رو اینقد بد بخت کرده؟ چرا هر چی بلاس ماله ماس ؟ ما که نماز میخونیم و کلی از این حرفا.................
و به صفات خدای گلم فکر میکردم
.اونوقت یاد گناهام میافتادم
خدا من بد کردم تو چقدر خوبی من ازت دور شدم اما تو مو باز دعوت کردی و پذیرفتی
چه حال خوشیه وقتی صدها صفات از صفات خدا رو زمزمه میکنی اونم همه با هم و بعد
سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب
. همه تیپ اومدن... .چقدر بچه کوچیک و حتی چقدر نوزاد
. شاید ادم وقتی اینا رو میبینه بیشتر یادش میاد پاک بودن و معصومیت چقدر زیباست و پشیمون میشه که چرا ای پاکی ارزون و به قیمت دنیایی فروخت

و به خاطر هر کدومش از خجالت آب میشم
و میگم خداییا غلط کردم
خدا تو که خودت منو دعوت کردی منو ببخش
احساس میکنم آروم تر شدم
.قبلی که بیام یه چزی تو دلم و رو شو نه هام سنگینی میکرد(به جهنم که زمان روی تنم سنگین است/روح بی حوصله ام در بدنم سنگین است**کلماتم همه کوتاه و صریحند اما/حرف هایی که نباید بزنم سنگین است!**نفسم قفل و دلم قفل و زبانم زخمی است/با سکوتی که برای دهنم سنگین است...)
حالا سبکم اونقد سبک که دلم میخواد پرواز کنم
دنیا که باز سنگین شم اما نمیشه باید رفت............